قهرمان ميرزا عين السلطنه
545
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و شدت مگس تلخ گذشت . گوئيا جا براى ييلاق قحط بوده . صحبت زياد شد . خاله جانم آنجا بود . مغرب منزل آمدم . حضرت و الا و تولوى خان پس قلعه گردش تشريف برده بودند . هوا گرم است كارى نيست . سهشنبه غرهء شهر ربيع الاول - حضرت و الا ملكآرا و نواب و الا عميد الدوله با اميرزاده محمد ميرزا از ديروز عصر باغ حضرت و الا دعوت داشته آمده بودند . صبح آنجا رفتم ، بدون مقدمه و خبر . در چادر تولوى خان بودم . شانه و گردنم به شدت سخت درد گرفت . هرچه ماليدند بدتر شد . تا عصر به شوخى و صحبتهاى بامزه گذشت . عصر گردنم سختتر درد گرفت . ديروز در سفارت روس زرگنده مهمانى عيد تولد امپراطور روس بود . اغلبى مدعو بودند . هردو حضرت و الا هم بودند . عصر ملكآرا و سايرين شهر تشريففرما شدند . من با حالت مغشوش منزل آمدم . دخترك كوچكى در خانه داشتيم سيد بگم نام از درد كمر و گردن و قولنج سررشتهاى داشت . مشغول مالش و روغنكارى شد . با وجود درد از نخوابى ديروز و ديشب خواب خوبى آمد ممنون شدم . چهارشنبه 2 ربيع الاول - همانطور درد باقى بود . بعد از ناهار و عصر كمى بهتر شد . سوار شدم بلكه بهتر شود . خانهء حضرت و الا رفته به اتفاق آقاى عماد السلطنه و تولوى خان زير اوين گردش رفتيم . فقط يك بلدرچين ديده شد . آقاى عماد السلطنه زدند . عكس باغ آمديم . چند قطعه عكس كه مجددا انداخته بوديم آورده بودند . بسيار خوب شده بود . تا حال يازده قطعه عكس از دورنماى زمين و باغ خودمان انداختهايم . دو سه جا خوب افتادهام . باغ و زمين هرچند بد باشد در عكس باشكوه و مثل جاهاى قشنگ مىافتد . هركس اين عكسها را مشاهده كند گمان مىكند از عكسها و جاهاى خوب فرنگ است و حال آنكه در واقع آنطور نيست . طبيعى زمين و باغ است كه هيچ ترتيبى ندارد و مصنوعى نيست . غروب منزل آمديم . دوشنبه هفتم - اميرزاده اينجا بود . . . « 1 » هوا گرم است . اغلبى شهر رفتهاند . شمرانات خلوت شده است . مگر آدمى كار در شهر داشته باشد و الا رفتن و خوردن گرما بىحاصل است . بايد بود تا بارانى بيايد و هوا و زمين خوب شود . آنقدر گرد و خاك و كثافت شهر را با اين حالت كه داريم نمىشود تحمل كرد . عصر تولوى خان هم آمد . وزيرمختار ايتاليا بازديد آمد . صحبت زياد شد . اغلب زبانها را مىداند . مدتى است آشناست . سهشنبه هشتم - ديروز غروب آدم حضرت و الا آمد و مرا مجبورا برد . شاهزاده خانم همشيره آنجا بود . هواى باغ بسيار خوب بود . بر پدر منزل ما لعنت كه الان هم مثل اوايل تابستان گرم است . چه جاى بدى كرايه كردم . شب در آفتابگردان نزديك
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .